پارادایمهایی برای یک استعارهشناسی اثر هانس بلومنبرگمقدمه«پارادایمهایی برای یک استعارهشناسی» اثر هانس بلومنبرگ، کاوشی عمیق در جهت بررسی نقش بنیادین استعارهها در شکلدهی تفکر انسان و گفتمان فلسفی است. بلومنبرگ با یک آزمایش فکری جالب آغاز میکند: اگر فلسفه مدرن برنامه روششناختی دکارت را تا نتیجه منطقی آن دنبال میکرد چه میشد؟ این برنامه که تاکیدش بر «وضوح» و «تمایز» است، زبانی فلسفی را تصور میکند که کاملاً مفهومی و عاری از ماهیت موقت و سرهمبندی شده گفتار استعاری است.بلومنبرگ این آرمان دکارتی را با دیدگاههای جامباتیستا ویکو، فیلسوف قرن هجدهم، مقایسه میکند که استدلال میکرد شناخت انسان اساساً استعاری است. ویکو بر این نظر بود که استعارهها صرفاً ابزارهای بلاغی نیستند، بلکه ابزارهای ضروری برای درک جهان نیز هستند. این ایده، تبعیت از منطق محض دکارتی را به چالش میکشد و نقش اساسی تخیل و استعاره در دانش انسانی را برجسته میکند.محور اصلی تز بلومنبرگ، مفهوم «استعارههای مطلق» است. اینها استعارههایی هستند که در برابر تقلیل به زبان مفهومی محض مقاومت میکنند و در عوض، درکی عمیقتر و شهودیتر از ایدههای پیچیده ارائه میدهند. استعارههای مطلق، اساس تفکر فلسفی و علمی هستند و بینشهایی را ارائه میدهند که به تنهایی با اصطلاحات منطقی قابل درک نیستند. استعارههای مطلق به پرسشهایی پاسخ میدهند که ظاهراً سادهلوحانه و از نظر نظری غیرقابل پاسخ هستند، اما اهمیت آنها دقیقاً در این واقعیت نهفته است که نمیتوان آنها را نادیده گرفت، زیرا ما خودمان آنها را مطرح نمیکنیم بلکه آنها را از پیش در بنیان هستی خود مییابیم. این استعارهها به خلأیی راه میبرند که مفاهیم قادر به پر کردن آن نیستند. به
برچسب:
نویسنده: ماهان حیدریان